الشيخ البهائي العاملي

مقدمه 1

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى )

مقدمه در آسمان علم و ادب گاهى ستارگانى طلوع كرده‌اند كه غير از فروغ شعر و نويسندگى داراى پرتو نبوغ و مواهب فطرى ديگرى هم بوده‌اند يكى از همين نوابغ بدون شك شيخ بهاء الدين عاملى معروف به شيخ بهائى است . شيخ بهائى نه تنها در فقه و حكمت و رياضى و لغت و حديث دست داشته بلكه واجد كمالات و حائز جميع علوم معقول و منقول بوده و حتى در عجائب و طلسمات هم چيره‌دست و سحر آفرين است هنوز داستانهاى حيرت‌آورى كه از معجزات علمى اوست در افواه مردم سائر است و حقا ميتوان گفت شيخ بهائى نه تنها عالم كم نظيريست بلكه در نوع خود شخصى بىمانند است اطلاعات وسيعى كه شيخ بهائى در رشته‌هاى مختلف داشته بشهرت او كمك زيادى كرده است و تنها طبقه خواص و اهل مطالعه نيستند كه او را مىشناسند بلكه توده مردم هم با اسم او آشنائى كامل دارند شيخ بهائى اصولا بشهرت علاقمند بوده و هميشه سعى ميكرده هر چيز و هر علم و هر هنرى كه موجب شهرت باشد دنبال كند و لو خوب هم از عهده برنيايد و اتفاقا از نظر شهرت بهدف غائى خود هم رسيده است در يكى از قصايدش كه عنوان شكوائيه دارد ميگويد : من آن يگانه دهرم كه وصف فضل مرا * نوشته منشى قدرت بهر در و ديوار و چون صيت شهرتش از ايران گذشته و بكشورهاى لبنان و مصر و حجاز سرايت كرده ميگويد : بهر ديار كه آئى اشارتى شنوى * بهر كجا كه روى ذكر من بود در كار « 1 »

--> ( 1 ) از كناياتى كه اين قصيده دارد پيداست كه وقتى مورد بىمهرى شاه وقت قرار گرفته و پادشاه او را در معرض مقايسه با كسانى كه دون شان او بوده‌اند قرار داده و بهائى حتى از تصور اين قياس اظهار ننك و عار كرده است : كه بنده را بكسان كردهء شها نسبت * كه از تصور ايشان مرا بود صد عار تو قدر من نشناسى مرا بكم مفروش * بهائيم من و باشد بهاى من بسيار